محمد يار بن عرب قطغان
223
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
آسمانمهر [ و ] وفا چو بدر درخشنده ( 125 الف ) ، روشنلقا و بهار ايام دولتش چون بهار خرم و خرمى ، ايام سلطنتش مانند هنگام خرمى دور از غم و از رشحات غمام عدل و احسان او گلشن مملكت همچون بهشت ، از فيض سلسبيل تازهوتر و از نسيمات گلزار فضل و امتنانش نهال اقبال مثال طوبى ، از رشحات آب كوثر سرسبز و سايهءگستر و از شمايم مكارم اخلاقش ، دماغ امانى عطرساى و محاسن آدابش ، رياض كامرانى و بهجتافزايى و فروغ جهانگشايش ، ساحت ملك و ملت را منور ساخت . و ماهچهء چتر گردونسايش نور ماه و خورشيد را مفقود و نابود مىپنداشت . و در ايام رزم صداى كوس دولتش نفحهء صور عدم به گوش اعداى مملكت رسانيدى و هنگام بزم نواى عمر دادى ، مرحمتش حال اولياء دولت را به تهيج ، مسرور گردانيدى و سموم قهر جانسوزش ، جانگداز ارباب بغى و طغيان و نسيم لطف دلفروزش ، نظارت « 1 » بخش رياض اميد به ستمديدگان و در شجاعت و فرزانگى ، به مرتبهاى كه از سهمگرز گرانسنگش كيوان بر سپهر هفتم اضطراب نمودى و از بيم پيكان تير خدنگش ، چشم مريخ شبى بر بستر فراغت نغنودى و خنجر سرتيزش چون مژگان خوبان عشوهانگيز خونريز و تيغ بىدريغش بسان صرصر اجل ، قاطع نهال عمر و اقبال اصحاب ستيز و در رواج شريعت نبوى و تقويت ملّت مصطفوى اهتمام تمام داشتى و همه كار را به رأى و تدبير خود ساختى و همواره همّت عالى نهمت بر انهدام قواعد بدعت و استيصال اهل ظلم و ظلالت گماشتى . چنانچه به مرافقت توفيق ايزدى و موافقت تأييد سرمدى ، رسوم مذموم بغى و ضلالت را كه به تمادى ايام در ميان فرق انام رسوخ تمام يافته بود و هيچ از اساطين سلاطين را رفع آن به تيسّر نپذيرفته در عرصهء عالم منسوخ ساخت و به معاونت بخت بيدار و مساعدت ( 125 ب ) مكنت پايدار ، در باب تشييد معانى دين و دولت و تمهيد قواعد ملك و ملت قوانينى كه ناسخ آيات ملوك كامكار و ماحى آثار خواقين رفيعمقدار تواند بود ، طرح انداخت . ( نظم : ) معدلتش بست به بازوى خويش * گردن ده گرگ به يك موى ميش
--> ( 1 ) . س : نضارت